تبليغاتX
از هر دری سخنی

از هر دری سخنی

یک ضرب المثل ایرانی داریم که < شاهنومه آخرش خوشه >

تا آنجایی که یادم  می یاد وقتی آقای رفسنجانی کاندید دور اول ریاست جمهوری بعد از فوت امام شد با اکثریت قاطع آرا رئیس جمهور ایران شد و لقب سردار سازندگی گرفت قبل از اون هم در مجلس به راحتی رای می آورد و در مجلس هم رئیس میشد . یعنی هرجا رای گیری بود و رفسنجانی کاندید بقیه ول معطل .

سالهای آخر ریاست جمهوری رفسنجانی نزدیک شد بد و بدگویی ها شدت گرفت و شدت ، شهید بهشتی بهش گفته بود آسیاب به نوبت و امروز نوبت هاشمی بود  .

خاتمی آمد با پشتوانه ۲۰میلیونی و ۸ سال بعد همان بدگویی ها ، ((  خاتمی چکار کرد ؟  اوضاع را خراب کرد و هزاران بد دیگه )) اين هم آخر كار خاتمي .

هاشمي كانديد مجلس شد به لطف تخلف كانديداي خاصي ( این را شورای نگهبان گفت ) هاشمی دربین ۳۰ نماینده منتخب فکر کنم سی ام شد . و یکی از شکست های سیاسی متحمل شد .

کاندید ریاست جمهوری شد رای نیاورد یعنی به رای ندادند . بزرگترین شکست سیاسی .

پس این هم پایانی دیگر برای هاشمی . تا اینجا که پایان شاهنومه خوش نبود .

رسید نوبت به علی پروین (( پروین پا طلایی ، هنوز اومید مایی )) سلطان فوتبال ایران ، کاپیتان پرسپولیس ، کاپیتان تیم ملی که همه برایش هورا می کشیدند در این اواخر هو شد .

و رسید نوبت علی دایی آقای گل جهان

همه آرزو می کردند در جام جهانی بازی نکند پس اینم آخر شاهنومه واسه دایی .

پس بهتره بگیم (( شاهنومه آخرش ناخوشیه )) 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/04/29ساعت   توسط احمدعلی حسینی  | 

با مردم فلسطین

این مطلب را به خاطر اعمال تروریستی اسرائیل که به گفتمان بین اللمللی پایبند نیست آوردم

منبع http://j-edalat.blogfa.com/


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/04/14ساعت   توسط احمدعلی حسینی  | 

چند روزی از برگزاری آزمون سراسری دانشگاهها می گذرد ، بالغ بر یک میلیون نفر در این آزمون شرکت کردند که از این میان حدود سیصد تا چهار صد هزار نفر در دانشگاههای مختلف پذیرفته می شوند .

در این مطلب به کسانی می پردازیم که با هزار امید و آرزو قبول میشوند .

۱۲سال درس خواندن و چه بسا یکی دو سال پشت کنکور ماندن ، تلاش کردن و خواندن و نوشتن ، حال درب های دانشگاه به روی خود باز دیدن شور و حالی دارد ، جوان فکر می کند به تمام آمال و آرزوهای خود رسیده است ، ثبت نام و دانشگاه و خوابگاه و دوستان جدید و آینده ای نا معلوم در پیش رو .

کم کم متوجه می شود که قبولی کنکور رسیدن به تمام آرزوها نیست ، زندگی چیزهای دیگری هم دارد ( شغل ، درآمد ،مسکن ، ازدواج و تازه بعد از این ها بچه ، تربیت و حرص و جوش خوردن برای بچه که همان سیری که خود طی کرده چگونه می پیماید . )

با رفتن به دانشگاه آیا می توان این مسیر را طی طریق کرد ؟ با درس خواندن اولین چیزی که عاید فرد می شود تخصص است و تخصص فقط به درد شغل می خورد ولی ما در جامعه ای زندگی می کنیم ، کسانی که با مدرک تحصیلی و رشته تخصصی خود جذب بازار کار می شوند کم است ، مشاغل دولتی که از هفت خوان رستم باید گذشت ، بخش خصوصی هم به اندازه نیروی مورد نیاز در فامیل بیکار دارد و دیگر به متخصص غریبه نیازی نیست . وقتی بدست آوردن شغل سخت و چه بسا غیر ممکن ، جوان پر شور و تحصیلکرده سرخورده باید مدرکش را در قاب گذارد تا زینت بخش اتاق شخصی اش باشد .

پس بی شغلی باعث می شود که متخصص تحصیلکرده به کاری روی آورد  که اگر درس هم نخوانده بود آن کار را می توانست انجام دهد ( اگر آن هم گیر آورد ) .

پس دانشگاه مسیر درآمدزایی درصد کمی از پذیرفته شدگان است لذا کنکور پایانی است بر شورهای جوانی و آغازی برای دردهای زندگی . 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/04/14ساعت   توسط احمدعلی حسینی  | 

نمی خواستم در مورد آقای احمدی نژاد و شعارهایی که داده بود مطلبی بنویسم  چون به ایشان رای ندادم .

جلوگیری از تورم ، جلوگیری از گرانی و آوردن پولهای نفت بر سرسفره مردم

گرانی پنیرروزانه  ۹۵۰تومانی به ۱۶۰۰

میل گرد ۳۱۵۰تومانی ۹۰۰۰تومان ( قابل توجه بساز بفروش ها )

نرخ ثابت : ساعت ها ثابت می ماند (ساعت ۶ به ۷ زیاد نشد!!!!!!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/04/13ساعت   توسط احمدعلی حسینی  | 

اگرقرار بود در کشوری اقامت بیشتری داشته باشید کجا را ترجیح می دادید؟

این سوالی است که از محسن مخملباف شده است و اما جواب ایشان که جای بسی تامل دارد .

ج:((در وهله اول ایران.اما نه به هر قیمتی.من یک فیلم سازم، چنانچه زیستن در ایران مساوی با فیلم نساحتن باشد،من بین ایران و فیلمسازی دومی را انتحاب می کنم.البته به قول ناپلئون(هرگز نگو هرگز) من نمی خواهم بگویم که دیگر در ایران فیلم نخواهم ساخت، بلکه می گویم واقعا هر کجا شرایط مناسبتری برای خلاقیت هنری فراهم باشد، من انجا را ترجیح می دهم.آن هم برای کار و نه زندگی.چه حوصله ای می خواهد این زندگی مکررو ملال آور.که هر روزش چیزی نیست جز تماشای بازگشت به قهقراهای تاریخی جوامع بشری.))

 چرا در ایران نمیتواند فیلم بسازد ، مگر او یک ایرانی نیست ؟ مگر او یک ایرانی انقلابی نبوده ؟ مگر محسن مخملباف همان دانشجویی نیست که اسلحه از دست پاسبان شهربانی رژیم پهلوی برمی دارد و روانه زندان می شود ؟

چه شد که فیلمهایش توقیف شدند ؟ به فهرست تروریستها اضافه شد تا کلکش کنده شود ( شایع در بین دوستانش ) حال این سوال است که محسن مخملباف به کجا می رود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/04/12ساعت   توسط احمدعلی حسینی  | 

جام جهانی بی شک بزرگترین رویداد ورزشی جهان می باشد که همه جوامع را به شکلی درگیر خود کرده است ، کشورهایی که در مرحله نهایی حاضر بودند به شکلی و کشورهای دیگر به شکل دیگر.

تب فوتبال اکثر افراد را فرا گرفته ، ۳۲تیم با مردمشان با حساسیت بیشتری این واقعه را دنبال می کنند و ایران یکی از این ۳۲ تیم می باشد .

توقع از ایران بالاست ، مردم از تیم می خواهند  با پشت سرگذاشتن مکزیک و پرتقال و آنگولا به مرحله دوم صعود کند و چه بسا بالاتر و بالاتر ......!!!!!!!!

با غرور ملی و احساسات این خواسته آنچنان زیاد نیست . اما بخشی از فوتبال احساسات است و بخش بزرگتری واقعیات . واقعیاتی که به هماهنگی چند عامل بر می گردد ، بازیکن ، کادر فنی ، متولیان ورزش کشور و در آخر نظام سیاسی . همه همدل یک هدف را دنبال می کنند : موفق بودن در جام جهانی ولی با چه داشته ای ؟ مربی ایران دانش آموخته تخصصی فوتبال ، بازیکنان سطح خوب جهان ( نه عالی  ) - عضویت چند بازیکن در تیم های اروپایی - ، پس چرا این تیم موفق نشد .

دلایل ( واقعیات )

۱- بازیکنان داخلی در لیگ به اصطلاح برتر در چه زمینی بازی می کردند و در چه زمینی تمرین ؟ مقایسه شود زمینی که یاورزاده در یزد بازی می کرد با زمینی که رونالدوی پرتقالی در منچستر .

آیا زمین بازی شموشک و نوژن قابل قیاس است با زمین بارسلونا و اینتر میلان . که این به بازیکن تیم ملی و کادر فنی ربطی ندارد . که زمینی نیست که خوب تمرین کند و بازی .

۲- فدراسیون از برگزاری اردو در دیگر کشورها چیزی کم نگذاشت اما چرا کشورهای صاحب فوتبال حاضر به بازی تمرینی ( دوستانه ) با ایران نشدند؟( چک ، رومانی ، اسپانیا و حتی آرژانتین در خاک فرانسه ) که دلایل فنی نبود چون ایران در رده بندی فیفا رده پایینی ندارد که این جور عنوان می شود که دلایلش سیاسی است و بس .

و دلایلی از قبیل ساختار حاکم بر ورزش ، عدم پشتوانه مالی بازیکن و غیر تخصصی عمل کردن در باشگاهها و... .

دادکان رفت( اخراجش کردند ) ، برانکو می رود ، تعدادی بازیکن بازنشسته می شوند آیا ایران در تورنمنت های آسیایی و جهانی موفق میشود ؟

واقعیات فوتبال چیزی است که اگر به آن با دیده واقع بینانه نگریسته شود و سیاست پایش را از کفش فوتبال و ورزش بیرون بیاورد نتایج ایران در جام جهانی دور از انتظار نیست .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/04/12ساعت   توسط احمدعلی حسینی  | 

گزارش از اعتماد ملي

در سيزدهمين روز از بازداشت علي اكبر موسوي خوئيني،نماينده مجلس ششم و دبيركل سازمان ادوار تحكيم جمعي از فعالان سياسي و دانشجويي دردفتر سازمان ادوار گردهم آمدند تا به تداوم بازداشت وي اعتراض كنند. دفتر كوچك سازمان ادوار تحكيم عصر روز سوم تيرماه ميزبان بزرگترين ميهماني سياسي سالهاي اخير بود.اعضاي شوراي مرکزي اين سازمان در غياب دبيرکل خويش ميهمانان زيادي را ميزباني کردند.سياسيون سالهاي دور و نزديک که آمده بودند تا اعتراض خود را اين چنين نسبت به بازداشت سيدعلي اکبر موسوي خوئيني اعلام کنند.

مهندس موسوي در سالهاي حضورش در مجلس ششم از جمله فعال ترين نمايندگان در پيگيري حقوق زندانيان سياسي شناخته مي شد،پس بي سبب نبود که براي اعتراض به بازداشت او چهره هاي مختلفي حضور يافتند.از محمدعلي عمويي، سيمين بهبهاني،هرميداس باوند،ورجاوند،ملکي،معين فر، حبيب الله پيمان،بسته نگار، مهندس صباغيان،فريبرز رئيس دانا تا تقي رحماني، هاشم آغاجري،رضا عليجاني،محسن کديور،سعيد حجاريان و مصطفي تاجزاده و ديگراني که هريک فعال سياسي در اين سالها نام گرفته است ساعتي را در اين گردهمايي اعتراضي شرکت کردند تا يادآور اين حقيقت باشند که مهندس موسوي اکنون تاوان عمل وفادارانه به سوگند نمايندگي خويش را در زندان مي بيند.

همکاران موسوي در مجلس ششم نيزاو را تنها نگذاشته و در اين ميهماني سياسي حاضر شدند.الهه کولايي،فاطمعه راکعي،احمد شيرزاد،حسين انصاري راد،مهندس ادب، رضا يوسفيان و داوود سليماني از جمله نمايندگان مجلس ششم بودند که با حضور در دفتر سازمان ادوار تحکيم اعتراض خويش نسبت به دربند بودن يار ديروزي خود را اعلام کردند.اما بازهم اين جماعت تنها ميهمانان اين مجلس نبودند که اعضاي سازمان ادوار تحکيم فعالين جنبش زنان از جمله نوشين احمدي خراساني و پروين اردلان،اعضاي سنديکاي کارگران شرکت واحد، اعضاي کانون نويسندگان و جمع زيادي از فعالين جنبش دانشجويي را نيز ميزباني کردند.اضافه کنيد به اين نام ها اعظم طالقاني،احمد زيد آبادي ،عيسي سحرخيز و عبدالفتاح سلطاني، بابک احمدي و...ديگراني که آمدند تا تلاشهاي مهندس موسوي در احقاق حقوق بي پناهان اين سالها را پاس دارند و بر دربند بودنش تاسف خورند.

كاملتر در آدرس http://www.fardanews.com/shownews.php?id=21014

براي ديدن تصاوير به اين آدرس  مراجعه كنيد. http://www.fardanews.com/shownews.php?id=21015

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/04/05ساعت   توسط احمدعلی حسینی  | 

خداست تو سجاده ام

وقتي كه پنج ساله بودم

هميشه بود سؤالم

اي مادر عزيزم

كجاست پس خدايم  ؟

به من مي گفت : عزيزم

كودك نازنينم

خدا يه نور زيباست

خدا تو آسموناست

حالا كه نه ساله ام

خداست تو سجاده ام

بدون او نمي شه

خداست با ما هميشه

وبلاگم را با شعري از پگاه كريمي شروع كردم كه درآغاز راه است اميد كه او در شعرموفق باشد. 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/04/04ساعت   توسط احمدعلی حسینی  |