تبليغاتX
از هر دری سخنی

از هر دری سخنی

توسط دوست گرانقدرمان محمدرضا یزدا پناه به این بازی ( آرزوها ) دعوت شدم قبلا تجربه بازی یلدا شیرین بود اگر چه برايش متهم شديم به محافظه كاري . آرزوهاي كودكي ام اگر چه شيرين بود اما به بعضي از آنها دست نيافتم مثلا در دبستان هميشه آرزو مي كردم نمره امتحانم 16 شود هر بار امتحان كردم نشد كه نشد يكي اشتباه در محاسباتم كه يا كمتر ميشد نمره زشت ۱۵ و يا بيشتر و ديگري رقابت صدر جدول با دو يار دبستاني ام محمدهادي مويد و حسين خوب ( كه بعدها به علت ضعف بينايي و به تجويز پزشك نتوانست ادامه تحصيل دهد - امكانات ادامه تحصيل براي چنين افرادي در سالهاي دهه ۶۰ مهيا نبود  ) و ديگري داشتن دوچرخه بود كه عملي نشد . در دبيرستان هم بزرگترين آرزويم نمره آوردن درس بينش بود كه خدائيش نمره نمي آوردم اما چون نمرات فيزيك و شيمي و جبر و مثلثاتم عالي بود مدير يا معاون دبيرستان واسطه ميشدند ( بدون درخواست من ) و ما را شرمنده مي كردند .سال سوم هم با معلم بينش دوست شدم و خودم ۱۳ آوردم بهم داد ۱۸ ( آنهم به خاطر درسهاي ديگرم بود ). سال چهارم هم كه نهايي بود بالاخره به آرزويم رسيدم چون دستم از همه چيز كوتاه بود سه بار فقط از روي كتاب رونويسي كردم و كل كتاب را حفظ شدم اما شدم ۲۵/۱۸ . روزي آرزوي قبولي در دانشگاه را داشتيم روزي آرزوي رسيدن به ماه طلا و دگر روز استخدام و روزي آرزوي آزادي حنيف مزروعي و .....

اما امروز  

۱- آرزوي آزادي همكاران فرهنگي ام از بند و رسيدن با خواسته صنفي اشان و آزادي زندانيان سياسي احمد باطبي - محبوبه حسين زاده و ساير زنان در بند .

۲- شرايطي مهيا شود تا قبل از اينكه آثار باستاني ايرانمان را نابود كنند بتوانم آنان را به اتفاق همسر و دختر و پسرم ببينم شايد آينده ها فقط عكس هايش ديده شود .

۳- آرزوي دوستي فلسطيني با اسرائيلي ، همدوشي شيعه و سني در عراق و صلح و آرامش در جهان .

۴- سلامتي ، خوشبختي و رفاه و داشتن اميد به آينده اي روشن براي نگار و محمد مهدي و همه فرزندانمان .

اين پنجمي هم آرزوي ديرينه همسرم كه : آرزو دارم احمد بدون اينكه كار ديگري انجام دهد بنشيند و قشنگ با هم حرف بزنيم و به چشم هايم نگاه كند و به حرفهايم گوش دهد . بازي كردن با بچه ها پيشكشش . 

براي ادامه بازي با عرض معذرت از همه دوستان از  يك فنجان چاي داغ ( نرگس ) به پاس دعوت كردنم به بازي يلدا ، مهشيد حيران ( خاك خسته )، فخرالسادات محتشمی پور ( روزها ) ، حنيف مزروعي ، مسيح علي نژاد ، مصطفي رسته مقدم  ( كه متاسفانه فيلتر شده ) و فاطمه شعباني  دعوت مي كنم .

 پی نوشت : شیده مظفری  را به دلیل اینکه بروز نمی کرد به بازی دعوت نکردم اما امروز ۳ اردیبهشت ۸۶ به میمنت بازگشتش به این بازی دعوت می شود .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/26ساعت   توسط احمدعلی حسینی  | 

 

احمدی نژاد قرار است به استان فارس سفر کند در جای جای استان پارچه هایی نصب شده و خوش آمدگویی به رئیس جمهور . این چیز مرسومی است اما نکته جالب آن زیر همه این پارچه هاست که نوشته (( ستاد مردمی استقبال .....)) كاري به اين نداريم كه ادارات مختلف دولتي افتخار اين خوش آمدگويي را به مردم داده اند اما این جای چند سوال است :

آیا در ادارات بودجه ای داریم بنام بودجه ستاد استقبال ( چه مردمی و چه غیر مردمی ) كه خرج اين پلاكاردها از محل آن پرداخت مي شود ؟

نام  اين عمل چيست ؟ چه در حوزه علوم اجتماعي و فرهنگ و چه در حوزه سياست ؟

طراح این نوع استقبال کیست و ناشی از چه تفکری است ؟

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/01/25ساعت   توسط احمدعلی حسینی  | 

دیروز ( چهارشنبه ۱۵فروردین ) در مصاحبه رئیس جمهور خبر آزادی ۱۵ ملوان انگلیسی را شنیدم به عنوان هدیه ملت ایران به مردم انگلیس . اما خبرنگاران خارجی که باور نکردند این هدیه است و با سوالات خودشان می خواستند از زد و بند های احتمالی پشت پرده آن مطلع شوند و هر بار رئیس جمهور آنرا هدیه و رافت اسلامی ملت ایران می دانستند . به نظر من دستگاه دیپلماسی ایران با دستگیری و آزادی ملوانان اهدافی را دنبال می کرد : با دستگیری اشان ذهن ارباب رسانه ها را از مسئله هسته ای به ملوانان معطوف کرد و دیگری چهره ساختن احمدی نژاد به عنوان انسانی مهربان و رئوف . یا .....

پ ن :

اینم یه عکس از دخترم نگار ( نگار بابا )

TinyPic image

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/01/16ساعت   توسط احمدعلی حسینی  | 

در تيرماه 84 مطلبي از آرش غفوری در روزنامه اينترنتي ايران ما خواندم و جوابیه ای به آن دادم آغاز دوباره نوشتنم درباب سياست بود اما مطالب آرش را دوست داشتم و دنبال مي كردم تا اينكه ايران ما فيلتر شد و با فيلتر شكن هم سرعت پايين بود و ما كم حوصله . می خواستم وب لاگ بچه های اصلاح طلب را پیدا کنم در گوگل کلمه اصلاحات را تایپ کردم ، اولين جستجو جمله« اصلاحات زنده است »مربوط به دلارام آکار بود و از آنجا وب لاگ خيلي از دوستان را پيدا كردم ( با سپاس از دلارام )، حنیف مزروعي را اسما مي شناختم اما با آدم هاي زيادي آشنا شدم : محمد رضا يزدان پناه ( بوی خاک) ، مهشيد حيران ( خاک خسته شايد روزي رئيس سازمان حفظ محيط زيست شود) ، مريم شباني ( روزمرگی ها ، با مطالب ايشان و  مسیح علی نژاد از روزنامه اعتماد ملي آشنا بودم ، دو زن با دو خصوصيت متفاوت يكي آرام و ديگري سركش ).

با مصطفي رسته مقدم ( آش ایرونی) از خاك خسته دوست شدم  و افراد ديگري چون عليرضا ( تاریکخانه) ، الپر، محمد جواد روح ، پويا محسني ، آرش غفوری، مرتضي ميري ، شيده مظفري ( کژدم ) ، ستاره ( طبقه دوازدهم ) دلارام غنيمي فرد ( تست دموکراسیفاطمه شعبانی و خيلي هاي ديگه كه از سايت هاي مختلف با آنان آشنا شدم که اگر بخواهم نامشان ببرم باید یک لیست ۱۰۰نفره تهیه کنم .

هر بار كه بروز مي كردند خواننده مطالبشان بودم و نظري هم مي گذاشتم ، عادت كرده ام مطالب هر كسي كه مي خوانم نظري هم داشته باشم ( بجز براي آرش غفوري ، الپر و محمد جواد روح ). با آرش هنوز سر مسئله خاتمي دلگيرم ولي دوستش دارم .

تعدادي حرفه اي هستند و مرتب بروز مي كنند مثل حنیف (248 مطلب ) و محمدرضا یزدان پناه (138 مطلب ) و مریم شبانی ( 127مطلب ) و عده اي مقيدند كه هر ماه تعدادي خاص مطلب در وب لاگشان بگذارند مثل خانم ها ستوده ، غنيمي فرد ،محتشمي پور و موسوي در روزها كه هرماه ده مطلب مي نويسند ( علاقه زيادي به فيلم ده كيارستمي دارند بجز آبان ماه كه 3 مطلب گذاشتند!!! )و عده اي هم دانشجو و وقت كمي دارند تا بروز كنند . اما احسنت به محمدعلی ابطحی هر ماه 30مطلب .

سال 85 تمام شد و من دوستان زيادي پيدا كردم ، با اين عزيزان بودم و پشيمان نيستم چون ازايشان درس ها ياد گرفتم .

دست همگي درد نكند كه در آذر ماه براي ائتلاف اصلاح طلبان سنگ تمام گذاشتند .

دوستان غیر سیاسی هم پیدا کردم که در فرصتی مناسب از آنان هم نام خواهم برد .

بعضی از سایتهای دوستان را بررسی کرده ام ( نه نقد ).که بوی خاک نمونه ای از آن است که در ادامه مطلب می توانید بخوانید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/01/08ساعت   توسط احمدعلی حسینی  | 

 

عید نوروز را به همه تبریک می گویم .

امسال را با گلكاري باغچه حياط آغاز كردم ، تخم سبزي كاشته (خودكفا در جعفري ، تره ، شاهي ، ترخون ، ريحان ، تربچه و فلفل سبز و قرمز و شويدو نعنا) و براي دوري از گران خريدن گوجه فرنگي چند جوانه از آن را كاشتم تا ۱۳ بدر هم بادمجان می کاریم . ديد و بازديد مثل هر سال بود اما امسال ديداري با رئيس دفتر سياسي حزب اعتماد ملي ، دكتر جواد اطاعت و بحث در مورد حزب اعتماد ملی و سوسیال دموکرات بودن حزب چون بحثمان دو نفری بود نتیجه بخش تر بود و در آینده مفصل در این باره خواهم نوشت . نه مسافرتي و نه تغيير آنچناني .

سال ، سال اين چند سال

همينه حال و احوال

هر سال مي گيم دريغ از پارسال . 

 

پ . ن : قطعنامه ۱۷۴۷ شورای امنیت و باز ادامه  بازی ایران ( نه محمود احمدی نژاد ) و دنیا !!!!.

۲- در بند ماندن معلمان کتک خورده که خود فروختگان به غرب و صهیونیزم بین الملل بوده اند احتمالا !!!!!

۳- دستگیری شهرام جزایری در یکی از کشورهای خلیجی همسایه فرانکفورت آلمان !!!!

و نهایتا سالی که نکوست .......   

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/01/05ساعت   توسط احمدعلی حسینی  |