تبليغاتX
از هر دری سخنی

از هر دری سخنی

نوشتن کار آسانی نیست و سخت تر آنکه بخواهی نوشته ات خوب هم باشد . برای نوشتن باید شرایطی مهیا باشد تا آن نوشته به مذاق خواننده خوش آید .

بعد از سالها ( یعنی حدود یازده سال ) جهت ادامه تحصیل رشته روانشناسی را انتخاب کردم تا از قافله مدرک داران عقب نیفتم اما من نه علاقه ای به رشته های علوم انسانی داشتم و نه سررشته ای . برای ایجاد انگیزه و علاقه سایتی برای این رشته را ه اندازی کردم . مرتب کتابهای این رشته را مطالعه می کردم طوری که در رقابت با دانشجویان جوان تر توانستم رتبه اول را بدست آورم . هدفم این بود که این رشته را ادامه بدهم اما کارم همان کامپیوتر و اینترنت باشد تا اینکه بخشنامه ای آمد که در صورتی مدرک شما مورد تایید است که مرتبط با رشته شغلی و کارتان باشد . روانشناسی در زیر گروه امورتربیتی و حوزه معاونت پرورشی قرار گرفته . جایی که حتی برای لحظه ای در آنجا کار کردن عذابم می دهد . حال باید این رشته را ادامه می دادم و بعدا به آن حوزه نقل مکان می کردم که اصلا با روحیاتم سازگاری ندارد . فوری با مسئولین دانشگاه تماس گرفتم و از دوستانم که آنجا هستند کمک خواستم . بعد رایزنی هایی که داشتم جوابم دادند که بهتر است تغییر رشته بدهم به مهندسی کامپیوتر . مشکلات بیشتر شد از یک سو کارهایی که در روانشناسی شروع کرده بودم و دیگر توان ذهنی برای درس های رشته کامپیوتر مرا در چند راهی قرار داده . ریاضی - فیزیک برای من که سالهاست از درس جدا بوده ام سخت است . در هر صورت باید همزمان با گذراندن درس های روانشناسی در آزمون تغییر رشته هم شرکت کنم . این است که فکر حول و حوش این موضوع ذهنم را کلا به خود مشغول کرده و دیگر دل و دماغی برای نوشتن نمی ماند .سعی می کنم نگذارم چراغ اینجا خاموش بماند .


 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/22ساعت   توسط احمدعلی حسینی  | 

متاسفانه در این مدت باز هم به دلیل مشغله کاری کم کار شده بودم اما در عوض بانوی منزل جور کم کاری ما را کشید و حسابی پر کار بود . خدا به داد من برسد و قبض این ماه . خانم و اینترنت و گپ های زنانه ...

خبرهای این چند وقت اخیر حسابی داغ بود . استعفای لاریجانی تا سفر احمدی نژاد به ارمنستان . جلسات گروههای مختلف با رئیس رسانه ملی البته خاصی از ملت و نهایتا آزادی هادی قابل از اوین آنهم امروز هنوز نتوانسته ام با دوستان تماس برقرار کنم و تاییدش را بگیرم اما بسیار خوشحال شدم .

انتقاد از دولت که فایده ندارد آنان کار خود انجام می دهند و ما .... ولش کن ...

فقط اوضاع روز بروز بدتر است تلاشمان را آغاز کرده ایم برای انتخابات هر چند به طعنه می گویند بچه میم ها کشکتان را در ظرف دیگری بسایید ما هنوز ناامید نیستیم .( منظورشان مشارکتی ها ست ) . به قول مصطفی عملکرد ضعیف دولت نهم و مجلسیان آرا مردم را از آنان دور خواهد ساخت اما آیا می توان از دیوار بلند شورای نگهبان گذشت .

امید که دوستان اعتماد ملی سدهای بی اعتمادی اشان را بشکنند و با دیگر دوستان به مشارکت بنشینند . که خبر هایی که ما می شنویم برای گوشمان آزار دهنده است .

لایحه نظام خدمات کشوری یا همان نظام هماهنگ پرداخت حقوق باز صدایش بلند شده ... صدایش تا کجا رسد کسی نمی داند گوشهایتان را نزدیک بیاورید ( یواش بخوانید )تا انتخابات بیشتر نخواهد بود یا برای انتخابات خواهد بود .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/08/07ساعت   توسط احمدعلی حسینی  | 

رهروان خسته را احساس خواهم داد
 ماه های دیگری در آسمان کهنه خواهم کاشت
 نورهای تازه ای در چشم های مات خواهم ریخت
 لحظه ها را در دو دستم جای خواهم داد
سهره ها را از قفس پرواز خواهم داد
چشم ها را باز خواهم کرد
خواب ها را در حقیقت روح خواهم داد
دیده ها را از پس ظلمت به سوی ماه خواهم خواند
نغمه ها را در زبان چشم خواهم کاشت
گوش ها را باز خواهم کرد
آفتاب دیگری در آسمان لحظه خواهم کاشت
لحظه ها را در دو دستم جای خواهم داد
سوی خورشیدی دگر پرواز خواهم کرد
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/02ساعت   توسط احمدعلی حسینی  |