نوشتن کار آسانی نیست و سخت تر آنکه بخواهی نوشته ات خوب هم باشد . برای نوشتن باید شرایطی مهیا باشد تا آن نوشته به مذاق خواننده خوش آید .
بعد از سالها ( یعنی حدود یازده سال ) جهت ادامه تحصیل رشته روانشناسی را انتخاب کردم تا از قافله مدرک داران عقب نیفتم اما من نه علاقه ای به رشته های علوم انسانی داشتم و نه سررشته ای . برای ایجاد انگیزه و علاقه سایتی برای این رشته را ه اندازی کردم . مرتب کتابهای این رشته را مطالعه می کردم طوری که در رقابت با دانشجویان جوان تر توانستم رتبه اول را بدست آورم . هدفم این بود که این رشته را ادامه بدهم اما کارم همان کامپیوتر و اینترنت باشد تا اینکه بخشنامه ای آمد که در صورتی مدرک شما مورد تایید است که مرتبط با رشته شغلی و کارتان باشد . روانشناسی در زیر گروه امورتربیتی و حوزه معاونت پرورشی قرار گرفته . جایی که حتی برای لحظه ای در آنجا کار کردن عذابم می دهد . حال باید این رشته را ادامه می دادم و بعدا به آن حوزه نقل مکان می کردم که اصلا با روحیاتم سازگاری ندارد . فوری با مسئولین دانشگاه تماس گرفتم و از دوستانم که آنجا هستند کمک خواستم . بعد رایزنی هایی که داشتم جوابم دادند که بهتر است تغییر رشته بدهم به مهندسی کامپیوتر . مشکلات بیشتر شد از یک سو کارهایی که در روانشناسی شروع کرده بودم و دیگر توان ذهنی برای درس های رشته کامپیوتر مرا در چند راهی قرار داده . ریاضی - فیزیک برای من که سالهاست از درس جدا بوده ام سخت است . در هر صورت باید همزمان با گذراندن درس های روانشناسی در آزمون تغییر رشته هم شرکت کنم . این است که فکر حول و حوش این موضوع ذهنم را کلا به خود مشغول کرده و دیگر دل و دماغی برای نوشتن نمی ماند .سعی می کنم نگذارم چراغ اینجا خاموش بماند .
