... در در جه اول بايد با اطلاع رساني دقيق و شفاف مردم را از وقايع مطلع كرد . در اين موضوع نقش عمده را مردم بازي مي كنند .
در درجه دوم بايد داوطلبان بسياري را وارد عرصه كرد تا ابزار نظارت استصوابي فاقد كاركرد شود .
در درجه سوم جبهه دوم خرداد به يك مركز تصميم گيري احتياج دارد كه با توجه به شرايط و احتمالات مختلف ، آرايش نيروهايش را تنظيم كند .
بر گرفته از كتاب نقدي براي تمام فصول – گفتگوي اكبر گنجي با عبداله نوري – ص 105
اين سه نكته شايد در كلام ساده به نظر آيد اما در عمل هر كدامش دنيايي از شدن ها و نشدن ها به دنبال دارد . اطلاع رساني به مردم براي آگاه كردنشان ميسر نيست مگر با روزنامه هاي مستقل و آزاد تا بتوانند با خيال راحت و بدون دغدغه تعطيلي حرفهايشان را به گوش مردم برسانند . صدا و سيما از انحصار خارج شود و ديگران هم بتوانند يا از همانجا يا با تاسيس چنين وسيله ارتباطي مردم را بر سر مسند قضاوت قرار دهند كه كدام حرف حق است و كدام نا حق . مگر نه اين است كه جناح قدرت در بوق و كرنا كرده كه مردم هوشياري داريم . بگذاريد همين مردم از هوششان استفاده كنند و خودشان تصميم بگيرند نه سناريو نويسان چند روزنامه خاص و برنامه سازان متبحر تلویزيون براي آنان خواب فرداهايشان را ببينند .
براي مشاركت عموم ديوار شوراي نگهبان علم شده تا عقل مردم را ناديده بگيرد كه مردم نمي توانند خوب را از بد تشخيص دهند اما 12 نفر در ايران هستند كه همه چيز می دانند و ديگران ....
در عمل مشاهده كرده ايم كه آگاه كردن مردم و موانع نظارت استصوابي دو حربه بسيار كارساز است در دستان جناح حاكم تا به طرق مختلف مخالفان را از صحنه خارج كنند و بهره ها از آن ببرند .
داستان قديمي آن پيرمرد و شكستن چوب ها توسط فرزندان را شنيده ايم . بحث در مورد اتحاد چيزي نيست كه كسي از فوايدش نداند .
وجود يك مركز تصميم گيري و آرايش نيروها چيزي است كه امروز بيش از هر وقت ديگر به كار مي آيد . اگر گروههاي جبهه دوم خرداد با هم متحد شوند و به قول سياستمداران ائتلاف كنند حداقل اين حسن را دارد كه اينان ( به زبان عاميانه ) خودشان را همديگر را پذيرفته اند و ما هم مي توانيم به آنها اعتماد كنيم . و ديگر آنكه با مسائل بوجود در آمده در صحنه داخلي و مصيبت هاي ايجاد شده در صحنه هاي خارجي مردم پناهگاهي امن خواهند يافت تا به آنان اعتماد كنند تا آنان را از گرفتاريها خارج كنند .
روي سخن با سران گروههاي دوم خرداد و جريان هاي همسو است : زمان به همين راحتي از دست رفته . شهرهاي كوچك را از دست رفته بايد دانست چون اربابان زر و زور راي ها را خريده يا خواهند خريد با وعده و وعيدهاي خاص انتخاباتي . شهرهاي بزرگ را از دست ندهيد . كه فردا انگشت چه شد چه شد به دندان نگزيد .
